زندگی سخت ترین آزمون است ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
 
 به یاد داشته باش که روی پای خودت بایستی که
 
اتکا به دیگران افتادن  هم دارد .

[
] [ ] [ رضا ملک زاده ]

رضای خدا ...

عارفی را گفتند:

دنیا را چگونه می بینی؟

گفت:

آنچنان که بدون رضایت من

برگی از درخت نمی افتد!!

گفتند :

مگر تو خدایی؟

گفت :

نه!

راضی ام به رضای خدا....


[
] [ ] [ رضا ملک زاده ]

سخن بزرگان ...

سه مصیبت که قطعا به شما وارد می شود:

افسران - سه مصیبت که قطعا بر شما وارد میشود:
 
سه مصیبت که قطعا بر شما وارد میشود:
شخصی محضر امام زین العابدین رسید و از وضع زندگیش شکایت نمود.
امام فرمود: بیچاره فرزند آدم هر روز گرفتار سه مصیبت است
که از هیچکدام از آنها پند و عبرت نمی گیرد.
اگر عبرت بگیرد دنیا و مشکلات آن برایش آسان می شود.

مصیبت اول اینکه، هر روز از عمرش کاسته می شود.
اگر زیان در اموال وی پیش بیاید غمگین می گردد،
با اینکه سرمایه ممکن است بار دیگر باز گردد ولی عمر قابل برگشت نیست .

دوم : هر روز، روزی خود را می خورد، اگر حلال باشد باید حساب
آن را پس ‍ بدهد و اگر حرام باشد باید بر آن کیفر ببیند.

سپس فرمود:سومی مهمتر از این است .
گفته شد، آن چیست ؟
امام فرمود:هر روز را که به پایان می رساند یک قدم به آخرت نزدیک شده اما نمی داند به سوی بهشت می رود یا به طرف جهنم .

بحار الانوار: ج 78، ص 160.

[
] [ ] [ رضا ملک زاده ]

الهی ...


[
] [ ] [ رضا ملک زاده ]

حرکت قابل تحسین خلبان ایرانی

 

حرکت خلبان هواپیمای ایرانی که قابل تحسین و الگو برداری است.


[
] [ ] [ رضا ملک زاده ]

سخن بزرگان ...


[
] [ ] [ رضا ملک زاده ]

هدیه ای که امام حسین(ع) به امیرکبیر داد

آیت الله اراکی می فرمود: شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت. پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟ با لبخند گفت: خیر. سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟ گفت: نه، با تعجب پرسیدم پس راز این مقام چیست؟ پاسخ داد: هدیه مولایم حسین است! گفتم چطور؟ با اشک گفت: آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد، سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه(س)؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش امام حسین(ع) حیا کردم، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین(ع) آمد و فرمود: به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی، آب ننوشیدی؛ این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم.

 


[
] [ ] [ رضا ملک زاده ]

دشمن اصلی را بشناسید


[
] [ ] [ رضا ملک زاده ]

آقای ما...


[
] [ ] [ رضا ملک زاده ]

نمایی ازگنبد پلاستکی رژیم صهیونیستی بعد از جنگ اخیر غزه


[
] [ ] [ رضا ملک زاده ]
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران