سازماندهی ترور آمرین به معروف و ناهیان از منکر!

تو تعطیلات عید بود که شنیدم یکی از بچه های محله ازگل، شهید علی خلیلی، به خاطر امر به معروف و نهی از منکر به شهادت رسیده!؟ دیروز هم رفته بودم سمت ستارخان مهمانی، موقع نماز جماعت شد رفتم مسجد محل، دیدم اعلامیه ای نصب شده که از شهادت شهید بزرگوار دیگری، شهید مسعود مددخانی، خبر می داد که امروزم تشییع جنازش هست. ایشون هم شهید امر به معروف و نهی از منکره!؟ چند وقت پیش بود که چندتا خانوم به خاطر امر به معروف و نهی از منکر کتک خوردن! ولی تا این حدش قابل قبول، اما کشتن به خاطر امر به معروف و نهی از منکر اونهم تو مدت زمان و فاصله به این کوتاهی مثل ترور دانشمندان هسته ای کشورمون به نظرم سازمان دهی شدست. یعنی حتی ممکنه خانومی که براش جلوی این افراد ایجاد مزاحمت می کنن هم با همون افراد شرور هم دست باشه و این شهدای بزرگوارهم نشون شده باشن تا ترور بشن؟ می خوام بیشتر حرف بزنم ولی خودتون بهتر می دونید، بگذریم. فقط می گم، سال، ساله فرهنگه، حواسمون باشه!

[ دوشنبه 18 فروردین 1393 ] [ 10:51 ] [ kavoshgarrooz ]

برای حفظ فرهنگ باید از «شاهرگ» گذشت

«علی خلیلی» تو نخستین کسی بودی که با شهادتت در سال جدید امر سیدعلی در رابطه با فرهنگ را عملی ساختی؛ آری! فرهنگ نیز خون می‌خواهد، برای زدودن باطل باید شاهرگ را نیز داد، باید مبارزه کرد.

 
خبرگزاری فارس: برای حفظ فرهنگ باید از «شاهرگ» گذشت
 

 از ابتدای شنیدن خبر ضرب و شتم شهید خلیلی توسط اراذل، کم وبیش پیگیر قضیه از رسانه‌ها و دوستانی که می‌دانستم شاید اطلاعی از وضعیت این بزرگوار دارند، بودم تا چند شب بیش که گزارشی از او در تلویزیون پخش شد و او حتی یک کلام هم سخنی نگفت.

جالب بود برایم که او چرا تن به مصاحبه نداد و فقط چند دقیقه‌ای با لبخند بر لب دوربین‌ها را نگاه کرد از این نوع برخورد او فهمیدم که علی ایحال او مظلوم است از یک سو سرزنش احتمالی برخی از دوستان و آشنایان را باید تحمل کند که احیاناً عمل او را تند روی یا دخالت بیجا می‌دانستند و از طرفی هم نفهمی و نادانی عده‌ای مثلاً مسئول را باید ببینند که نه فهم نسبت به ماهیت کار او دارند و نه دغدغه و اعتقادی به اصل قصه و فقط و فقط می‌شنوند که چنین اتفاقاتی در این کشور رخ می‌دهد؛ باز به غیرت بعضی آقایان که عیادتی هر چند کم و کوتاه لکن با اعتقاد و باور از این شهید عزیز به جا آوردند.

حرف این است که برادر شهیدم، در ساعاتی که پیکر مطهر تو بر دستان هم سنگرانت در حال مشایعت به سوی آسمان بود تو عزیز شده‌ای و راه تو که شاید تا بیش از این باریکه‌ای بیش نبود! به برکت خون تو اینک وسعتی به اندازه پهنای مقام شامخ تو پیدا کرده که انشاالله اسباب برکت و حرکت حزب الله عزیز را برای تحقق جریان اصلاح جامعه و مقوله امر به معروف فراهم آورد.

شاید تو نخستین کسی بودی که امر حضرت سید علی را در رابطه با امسال که تأکید بر فرهنگ کردند را با شهادتت عملی ساختی، آری فرهنگ نیز خون می‌خواهد، برای زدودن باطل باید شاهرگ را نیز داد باید مبارزه کرد و مبارزه کرد و تو این مهم را انجام دادی چرا که به قول خودت دفاع از ناموس شیعه کردی و در ایامی که بزرگ ناموس شیعه در بستر جراحات ناشی از جفای به ظاهر مسلمانان، رنجور هستند پرکشیدی و این نیز حقانیت راه تو را بیشتر نمایان می‌کند.

عزیز برادر تو و سایر دوستانت همچون «جمشید دانایی‌فر» عزیز که او هم داغی بر دل ما نهاد، امروز خون خود را به پای این انقلاب دادید تا آقایان مذاکره کنند و نهایتاً هیچ چیز تغییر نکند که دشمنی دشمن از قبل بیشتر شود.

بگذریم بنا ندارم حرف نامربوط بزنم ولی چنان آشوبی در وجودم مستور است که اساساً بر نمی‌تابم که چنین مسئولین بی‌دغدغه و بی‌اعتقادی آرام آرام از کنار این مسائل بگذرند.

مطالبه خون این عزیزان نباید فراموش شود...

نه «علی»  و نه «جمشید» و نه سایر عزیزان...

[ دوشنبه 18 فروردین 1393 ] [ 10:49 ] [ kavoshgarrooz ]

کفش های اعیانی یک رهبر...

در عجبم از رهبری که می گویند 95 میلیارد دلار دارایی دارد، کلکسیون های رنگ و وارنگ از هر نوع دارد، 170 عصای آنتیک دسته طلا دارد، بجای نان و پنیر در صبحانه اش خاویار رشت دارد، بجای بیت چندین و چند ویلا در شمال دارد، عباهایی به قیمت 400 هزار دلار دارد، هواپیمای 330 برای جابجایی اسب هایش دارد، باغ ملک آباد به مساحت 10 هزار متر در مشهد دارد، کمیسیون 5 سنتی از یک میلیون و نهصد هزار بشکه نفت دارد، پس نمی دانم این چه کفش های پینه بسته ایست که او به پا دارد؟؟؟؟

!!!!! هان فهمیدم او نام و نشانی از علی (ع) دارد، میلیون ها فدایی و جان ناقابل دارد، خانه اش بجای فرش، موکت و نقشی از عرش دارد، در دل هر ایرانی باغیرت جای دارد، همچون شهدا چفیه ای بر گردن دارد، همچون جانبازان دستی ز یادگار از دشمن دارد، صدها هزار خاطره از جبهه و زندان دارد، راستی یادم رفت او کفش هایی پینه بسته همچون امیرالمؤمنین علی (ع) دارد...

[ دوشنبه 18 فروردین 1393 ] [ 10:49 ] [ kavoshgarrooz ]

حلال‌مان کن گروهبان ....

 

: یکشنبه شب درست در دقایقی که بارسا و رئال آماده استارت زدن یکی از تماشایی‌ترین دوئل‌های قرن می‌شدند، خبری در ایران سینه به سینه و صفحه به صفحه می‌چرخید که بند دل را پاره می‌کرد:

گروهبان جمشید دانایی‌فر توسط گروهک تروریستی و خرابکار جیش‌الشیطان کشته شد چقدر دوست داشتیم خبر دروغ باشد...

  شایعه‌ای از جنس همان هزلیات اینترنتی، همان‌ها که از سر تفریح یک روز خبر مرگ فلان هنرپیشه را می‌دهند و روزی دیگر از ازدواج این ستاره کاغذی با آن سوپراستار الکی حکایت می‌کنند. به اینجا که رسید اما، انگار فیس‌بوک هم شد منبع موثق. انگار درست همان لحظه‌ای که مسی و رفقا از پله‌های چارتر شیک بارسا پایین می‌آمدند، مرزبان بی‌پناه ایرانی از سکویی دیگر بالا می‌رفت تا مرگ را غریبانه در غربت به آغوش بکشد.

حلال‌مان کن گروهبان! باور کن دست‌های‌مان خالی بود. دیری‌است که برای جماعت گرفتار در خاک خودمان هم کاری از پیش نبرده‌ایم، چه برسد به تو و دوستانت که آن سوی مرز در اسارت جهل بودید. همه آنچه در توان‌مان بود را به کار بستیم، اما این جهد چند صد هزار نفری با آن اینترنت زغالی و این سامانه پیام کوتاه به جایی نرسید که نرسید.

انگار جای چیزی خالی بود؛ چیزی شبیه یک عزم دیپلماتیک، یک اراده ملی که به جای لب‌تاپ و کامپیوتر، از پشت میز مسوولان به جوشش دربیاید.  آخرین رمق این پیامک‌ها شاید بالا بردن ستون‌های رنگارنگی باشد که نقش هیزم کری‌خوانی برای تیفوسی‌ها را بازی می‌کنند. آزاد کردن اسیر، ماموریت سختی بود برای این صفر نهصد و فلان‌ها...

حلال‌مان کن گروهبان! زورمان نرسید. چشم دوخته بودیم به دست آنها که سالانه میلیون‌ها دلار صرف برپایی سمینار و راه‌اندازی کنفرانس و تولید فیلم و سریال‌های سیاسی می‌کنند تا شاید سر سوزنی از این سیل اسکناس را پای نگهبانان مرز بریزند، اما ظاهرا خود عبث بود آنچه می‌پنداشتیم. سخت است که صورت نوزادت را نبینی و بروی، می‌دانیم. سخت است که از ته دلت بخواهی و نتوانی، بدان.

این یک معامله یکطرفه بود؛ تو برای مرز جانت را گذاشتی و مرز برای تو هیچ. دریغ از یک پیغام تسلیت خشک و خالی. اس‌ام‌اس تبریک سال نوی روحانی رسید، اما خبری از شراکت در غصه‌های نوروزی خانواده تو نبود. کاش کشتن اسیر، کشتی آزاد بود تا پیام‌ها نوبت به نوبت از راه برسند. حلال‌مان کن گروهبان ...

[ دوشنبه 18 فروردین 1393 ] [ 10:48 ] [ kavoshgarrooz ]

داغ عطر یاس زهرا زیر ماه می چکانید اشک حیدر را به چاه

زیباترین نام : زهرا (س)

 

یا زهرا (س) به راستی که جز علی(ع) کسی لایق شما نبود. 

 

دانلود حدیث بسیار زیبای کساء

(پیشنهاد میکنم اگر میتونید حتما این دعا رو دانلود کنید و گوش کنید)

[ دوشنبه 18 فروردین 1393 ] [ 10:21 ] [ kavoshgarrooz ]

4 دلیل عدم توان آمریکا برای حمله به ایران چیست؟

مفاد جدیدترین گزارش های اطلاعاتی
 
ازیابی جدید راهبردی که ایران هسته ای به آن دست پیدا کرده نشان می دهد که آمریکایی ها تا چند سال آینده به یک دلیل مهم اطلاعاتی قادر به استفاده گزینه نظامی نخواهند بود. در این باره لازم به یادآوری است که تاکنون ارزیابی های اطلاعاتی و راهبردی نشان می دهد که آمریکا به دلایل ذیل عملا امکان استفاده از گزینه نظامی را  ندارد:

1- ضعف شدید اقتصادی، دارا بودن بیش از 15 تریلیون دلار بدهی و کسری بودجه سالیانه که حتی سبب کاهش بودجه نظامی این کشور شده است. برخی برآوردها نشان می دهد که جنگ آمریکا در افغانستان و عراق نزدیک به چهار تریلیون دلار هزینه روی دست آمریکا گذاشته است.

2- عدم همراهی افکار عمومی در داخل و خارج از آمریکا؛ نظرسنجی های معتبر نشان می دهد که اکثریت قریب به اتفاق جامعه آمریکایی از هر نوع جنگ نظامی حتی کوتاه و کم دامنه حمایت نمی کنند. این در حالی است که جنگ عراق و افغانستان نفرت افکار عمومی در خارج از آمریکا را نسبت به این کشور به نحو چشمگیری افزایش داده است. ایجاد جنگ جدید آنهم در شرایطی که هنوز چند سالی از جنگ های افغانستان و عراق نگذشته به شدت افکار عمومی دنیار را نسبت به آمریکا تحریک خواهد کرد.

3-  عدم اطمینان به نتیجه بخش بودن استفاده از گزینه نظامی در دستیابی به هدفگذاری ها؛ برآوردهای منتشر شده نشان می دهد که دستگاه نظامی و اقتصادی آمریکا نتیجه مطلوب از جنگ عراق و افغانستان نگرفت. در دلایل عدم استفاده از گزینه جنگ در مقابل ایران و سوریه نیز عدم اطمنیان به نتیجه بخش بودن استفاده از گزینه نظامی از جمله ارزیابی های مقامات اطلاعاتی و نظامی آمریکا بوده است.

4-  آمریکایی ها خاصتا در باره استفاده از گزینه نظامی در مقابل برخی کشورها منجمله ایران این ارزیابی بازدارنده را دارند که از نحوه پاسخ به حمله نظامی توسط ایران اطلاع دقیقی ندارند. به اعتقاد برخی تحلیلگران در تهران این مسئله ریشه در ضعف اطلاعاتی آمریکا از ایران دارد.

دلایل دیگری را هم در این باره می توان برشمرد.

با این وجود اخیرا یک ارزیابی اطلاعاتی که در اختیار ایران هسته ای قرار گرفته است نشان می دهد که آمریکایی ها تا چند سال آینده امکان استفاده از گزینه نظامی را به شدت با تردید روی میز تصمیم گیری نهایی قرار خواهند داد.

این ارزیابی که به رمزگشایی از برخی اظهارات مقامات اطلاعاتی و نظامی آمریکا متکی است، معتقد است آمریکایی ها معتقدند که کشورهای رقیب آنها از توان و امکانات نظامی آنها برآورد بسیار مناسب و کاملا عملیاتی جهت هرگونه مواجهه و پاسخ دهی دارند.

به طوریکه که اخیرا مسئولان آمریکایی نیز اعتراف کرده اند که بیشتر اسنادی که اسنودن به آنها دست یافته است، درباره توانمندی های نظامی آمریکا است و حدود 10 درصد از آنها برنامه های جنجال برانگیز نظارت داخلی را شامل می شود.

آنها معتقدند اینک چین و علی الخصوص روسیه برآورد دقیقی در چند ماه خیر از توانمندهای نظامی آمریکا کسب کرده است.

در همین زمینه رئیس ستاد مشترک آمریکا تأکید کرده افشاگری های «ادوارد اسنودن» میلیاردها دلار به آمریکا خسارت زده است و رفع خسارت های امنیتی ناشی از آن دو سال زمان خواهد برد.

 

مارتین دمپسی اعلام کرده وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) نیروی ماموریت ویژه ای را در این باره به دلیل «بزرگی این چالش» تشکیل داده است.

[ دوشنبه 18 فروردین 1393 ] [ 10:21 ] [ kavoshgarrooz ]

همبرگری از جنس گربه! + تصاویر

بدون شرح!








[ شنبه 24 اسفند 1392 ] [ 14:57 ] [ kavoshgarrooz ]

عکس /رهبر انقلاب در لباس احرام

[ شنبه 24 اسفند 1392 ] [ 14:53 ] [ kavoshgarrooz ]

همه ما چهار همسر داريم!

پادشاهي چهار همسر داشت. او عاشق و شيفته همسر چهارمش بود. با دقت و ظرافت خاصي با او رفتار مي كرد و او را با جامه هاي گران قيمت و فاخر مي آراست و به او از بهترينها هديه مي كرد. همسر سومش را نيز بسيار دوست مي داشت و به خاطر داشتنش به پادشاه همسايه فخر فروشي مي كرد. اما هميشه مي ترسيد كه مبادا او را ترك كند و نزد ديگري رود. همسر دومش زني قابل اعتماد، مهربان، صبور و محتاط بود. هر گاه كه اين پادشاه با مشكلي مواجه مي شد، فقط به او اعتماد مي كرد و او نيز همسرش را در اين مورد كمك مي كرد. همسر اول پادشاه، شريكي وفادار و صادق بود كه سهم بزرگي در حفظ و نگهداري ثروت و حكومت همسرش داشت. او پادشاه را از صميم قلب دوست مي داشت، اما پادشاه به ندرت متوجه اين موضوع مي شد.
روزي پادشاه احساس بيماري كرد و خيلي زود دريافت كه فرصت زيادي ندارد. او به زندگي پر تجملش مي انديشيد و در عجب بود و با خود مي گفت: «من چهار همسر دارم، اما الان كه در حال مرگ هستم، تنها مانده ام.» 
بنابراين به همسر چهارمش رجوع كرد و به او گفت: «من از همه بيشتر عاشق تو بوده ام. تو را صاحب لباسهاي فاخر كرده ام و بيشترين توجه من نسبت به تو بوده است. اكنون من در حال مرگ هستم، آيا با من همراه مي شوي؟» او جواب داد: «به هيچ وجه!» و در حالي كه چيز ديگري مي گفت از كنار او گذشت. جوابش همچون كاردي در قلب پادشاه فرو رفت.
پادشاه غمگين، از همسر سوم سئوال كرد و به او گفت: «در تمام طول زندگي به تو عشق ورزيده ام، اما حالا در حال مرگ هستم. آيا تو با من همراه ميشوي؟» او جواب داد: «نه، زندگي خيلي خوب است و من بعد از مرگ تو دوباره ازدواج خواهم كرد.» قلب پادشاه فرو ريخت و بدنش سرد شد.
بعد به سوي همسر دومش رفت و گفت: «من هميشه براي كمك نزد تو مي آمدم و تو هميشه كنارم بودي. اكنون در حال مرگ هستم. آيا تو همراه من مي آيي؟» او گفت: «متأسفم، در اين مورد نمي توانم كمكي به تو بكنم، حداكثر كاري كه بتوانم انجام دهم اين است كه تا سر مزار همراهت بيايم» جواب او همچون گلوله اي از آتش پادشاه را ويران كرد.
ناگهان صدايي او را خواند: «من با تو خواهم آمد، همراهت هستم، فرقي نمي كند به كجا روي، با تو مي آيم.» پادشاه نگاهي انداخت، همسر اولش بود. او به علت عدم توجه پادشاه و سوء تغذيه، بسيار نحيف شده بود. پادشاه با اندوهي فراوان گفت: «اي كاش زماني كه فرصت بود به تو بيشتر توجه مي كردم.»
پند:
همه ما در زندگي چهار همسر داريم: 
 
- همسر چهارم، مانند جسم ما است اصلا اهميت براي او ندارد که چه قدر تلاش مي کنيم تا جسم ما خوب به نظر آيد و هنگامي که بميريم ما را ترک مي کند.
 
- همسر سوم مانند شأن و موقعيت و دار و ندار ما است و موقع مرگ ما را ترک مي گويند.
 
- همسر دوم خانواده و دوستان ما هستند و موقع مرگ بر سر مزار ما مي آيند.
 
- همسر اول روح ما است چيزي که در هنگام لذت هاي خود او را از ياد مي بريم و به دنبال ماديات و ثروت هستيم!
 
پس اجازه ندهيد ثروت، قدرت و خوشي مرا از توجه به همسر اول باز دارد چرا که او همه جا همراهمان است. از همين امروز شروع کنيم و به غذاي روح فکر کنيم تا در هنگام سفر ابدي، همراهي زيبا و آشنا داشته باشيم.
[ شنبه 24 اسفند 1392 ] [ 14:53 ] [ kavoshgarrooz ]

خلبانی که بعد از 4200 بار پرواز شهید شد

 

خلبانی که 4200 بار شهید شد

 سرهنگ خلبان شهید ابراهیم فخرایی، .
 
شهید ابراهیم فخرایی به تاریخ 15 اسفند 1365 در عملیات کربلای 5 ، بال در بال ملائک گشود. خاطره رشادت ایشان برای رهاندن یگان‌هایی از محاصره دشمن زبانزد سرداران پیشکسوت دفاع مقدس است. وی در سالهای نخستین جنگ، افتخار هم‌رکابی با شهید علی‌اکبر شیرودی را داشت.
 تا همین 30 سال پیش می‌توانستی اطراف میدان سعدآباد مشهد پیدایش کنی اما حالا برای دیدنش باید بروی قطعه 26بهشت‌ زهرای تهران.

 اسم این شهید را شنیده بودی ؟؟؟؟؟؟
اگه بیشتر می خوای بدونی حتما  ادامه مطلب را بخوان.

ادامه مطلب
[ شنبه 24 اسفند 1392 ] [ 14:27 ] [ kavoshgarrooz ]
1...162163164165166...221

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید