هدف ترکیه از ورود به عراق
روند نزولي قدرت داعش درچند ماه اخير که با اوج گیری عمليات های ارتش و نيروهاي داوطلب در سوريه و عراق آغاز گرديده و با ورود روسيه به صحنه ی جنگ شدت يافته است ، موجب گرديده که سران داعش و حاميان آنها براي حفظ حيات و بقای خود به فکر کوچ بزرگ به منطقۀ امن تر که دسترسي راحت تري نيز براي پشتيباني از سوي امريکا و شيوخ منطقه داشته باشد ، بيفتند.
نشانه ها حاکي از اين است که شمال افريقا با مرکزيت شهر سرت ليبي گزينۀ مورد نظر است و سران داعش به سرعت از رقه سوريه و موصل عراق در حال انتقال به اين مرکز جديد هستند.
دسترسي به شاهراه آبي مديترانه ، برخورداري از موقعيت وسيع سرزميني ، وصل شدن به شاخه هاي افريقائي داعش ، فاصله گرفتن از کانون تشيع و نيروهاي داوطلب رزمندۀ اهل تسنن که تهديد اصلي براي تروريسم تکفيري هستند از جمله دلايلي هستند که اين انتقال را توجيه مي کنند.
در راهبرد داعش حفظ نيرو وسازمان بر حفظ سرزمين اولويت دارد و به دست آوردن زمان براي تجديد قوا و انسجام و توسعه از اهداف ديگر مي تواند باشد.
ائتلاف حاميان داعش که عربستان و ترکيه و قطر و امارات محوريت آن را تشکيل مي دهند و دو هدف عمدۀ آنان شکستن جبهۀ مقاومت در برابر صهيونيسم و جلوگيري از توسعه و حاکميت تفکر شيعي در منطقه مي باشد. حال در صدد شکل دهي طرح جايگزين براي تحقق اين خواسته هايش مي باشند.
سفرمسعود بارزاني به عربستان و ديدارش با ملک سلمان و ملاقات بارزاني با اردوغان از سوي ديگر نشان از به عهده گرفتن نقش کليدي اين طرح جديد توسط وي دارد.
حرکت خزنده ومخفيانۀ نيروهاي نظامي ترکيه به طرف موصل و همزمان خروج تروريستها از خيابان هاي موصل و استقرار در مواضع دفاعي حاشيۀ شهر، ابعاد ديگري از توطئه را آشکار مي کند.
قلمرو سرزميني اقليم کردستان همۀ مناطق کردنشين عراق را در بر نمي گيرد لکن تسلط و حاکميت بر کل شهرهاي کرد زبان همواره جزو اهداف و آرمان هاي حکومت خودمختار کرد به رهبري بارزاني بوده است که شهر موصل هم ازآن جمله است.
بافرضيات فوق ميتوان به ابعاد واهداف توطئۀ جديد ائتلاف ترکيه – ارتجاع عربي پي برد. " انتقال کنترل موصل از داعش به حکومت اقليم کردستان" که ترکيه نقش کاتاليزور آنرا ايفا مي کند .
البته ممکن است با حرکت هاي نمايشي مبتني بر در گيري هاي خفيف نظامي بين داعش و پيشمرگان کرد با پشتيباني ارتش ترکيه همراه باشد.
اهداف طرح مي تواند موارد زير را شامل گردد:
1- نجات داعش و تروريسم تکفيري از تنگناي موجود که در عراق و سوريه گرفتار شده است.
2- معرفي ترکيه به عنوان قهرمان ميدان مبارزه با تروريسم و دفع کنندۀ شر داعش
3- جلوگيري از گسترش سيطرۀ دولت مرکزي عراق که از منظر آنان مقارن با توسعۀ قدرت تشيع است.
4- کنار زدن ايران از نقش بازيگر اصلي در مناسبات امنيتي منطقه
5- رفع تهديد پ .ک .ک وحل مشکل امنيتي ترکيه به کمک بارزاني
به نظر مي رسد امريکا نيز بااين سناريو هماهنگ باشد زيرا تامين کنندۀ منافع واهدافش مي باشد.
درصورت موفقيت چنين طرحي موضع و راه کار ايران چگونه بايد باشد؟
آنچه مسلم است ايران پشتيبان وحامي سنتي دولت عراق و حکومت اقليم ، هردو بوده است و اين حقيقت از زبان مسئولين آنان مکرر ابراز شده است که اگر حمايت ايران نبود بغداد و اربيل هم به دست داعش سقوط کرده بود.
نيروهاي انقلابي ايران که در صحنۀ عراق به ياري ملت مظلوم آن کشور شتافته اند با هدايت هوشمندانه و داهيانۀ رهبر معظم انقلاب ، همواره در سطح مصالح ملي و وحدت عراق حرکت کرده اند و از ورود به مناقشات فرقه اي و گروهي و مذهبي پرهيز نموده اند. کما اينکه پس از آزاد سازي تکريت ، خيلي تلاش و جوسازي شد که فلش عملياتها به سوي موصل ادامه پيدا کند. ولي مستشاران ايراني با پيش بيني پيامدهاي احتمالي منفي آن در رابطه با مسائل قومي و مذهبي ، جهت استراتژي عملياتي را به رمادي منعطف نمودند و گذشت زمان براين تدبير صحه گذاشت.
مسائل داخلي عراق بين کرد وعرب و سني و شيعه بايستي با مذاکره و تعامل مثبت در فرايند ملت سازي حل شود و هرگونه دخالت در آن موجب پيچيده تر شدن مشکل و تضعيف مقبوليت و محبوبيت ايران در ميان ملت عراق خواهد شد.
درصورت آزادشدن موصل ، بدون حساسيت نسبت به اينکه کنترل آن در دست دولت مرکزي يا اقليم قرار مي گيرد ، نیروهاي مستشاري ايران با استفاده از فرصت به دست آمده بايستي تمرکز خود را در سوريه قرار دهند ، تا بطور کامل از لوث وجود تروريسم پاکسازي و حاکميت و تماميت ارضي آن تثبيت گردد.
به موازات کار نظامي در سوريه ، رايزني سياسي با مراکز و صاحبان قدرت در عراق مي تواند از بروز فتنه هاي جديد جلوگيري نموده به استقرار امنيت وثبات در همسايۀ غربي ما کمک کند.
در هر حال اشراف اطلاعاتي روي داعش وحرکات آن بايستي حفظ شود زيرا حتي با آزادسازي موصل